مطلبی در خبرگزاری دانشجویان به قلم حجت الاسلام الویری بهانه ای برای نوشتن این یادداشت شد . در مطلب مذکور که خصوصیات کارگزاران در نامه حضرت امیر(ع) به مالک اشتر را شرح می دهد از جمله خصوصیاتی که مورد توجه قرار گرفته آقازادگی است. نویسنده تاکید کرده که همه خصوصیات مذکور را نیاورده و به شرایط امروز در گزینش آنها توجه کرده است. مسلما آقازادگی گرچه در مرکز مباحث موجود قرار ندارد اما جزء مقولات مطرح در سالیان اخیر بوده و توجه به آن بجا به نظر می رسد. این یادداشت هم با توجه به شرایط روز و فضایی که مباحث مربوط به آقازادگی در آن مطرح شده نگاشته شده است. می دانم که بر مطلبی که کلیت درستی دارد نکته نویسی و حاشیه زدن کار جلفی است اما اهمیت موضوع باعث این کار شد. متن نامه حضرت(ع) که احتمالا به آقازادگی اشاره می کند این است که :

و توخ منهم اهل التجربه و الحیاء من اهل البیوتات الصالحه و القدم فی الاسلام المتقدمه فانهم اکرم اخلاقا و اصح اعراضا و اقل فی المطامع اشرافا و ابلغ فی عواقب الامور نظرا

کارگزاران را از میان اهل تجربه و حیا از خانواده های صالح و دارای سابقه و پیش قدمی در اسلام برگزین که آنها دارای اخلاق بهتر و با آبروترند و از طمع کاری رویگردان تر و در کارها عاقبت اندیش ترند

نظری به صدر و ذیل این توصیه نکاتی را مشخص می کند:

-خانواده صالح نه اشراف

-آقازاده به معنی فرزند خاندانهای نامدار و بزرگ در آن وجود ندارد

-اختصاصی به آقازاده به عنوان فرزند خانواده صالح ندارد بلکه اعضای این خانواده ها را بطور کلی شامل می شود. در واقع تخصیص آن به "آقازاده" با بار مفهومی خاص آن در شرایط حاضر به دور از سلیقه است. در ایران آقازاده بیشتر به فرزندان افراد صاحب قدرت اطلاق می شود

-خانواده های فاقد پیش قدمی در اسلام و خانواده های نامدار پیش از اسلام را شامل نمی شود

-خصوصیات بعدی همچون اخلاق خوب ، طمع کار نبودن را داشته باشند. چون این خصوصیات در توصیف خاندانهای صالح بیان شده و فقدان آنها صالح بودن را ذایل می کند

چنانکه نویسنده مطلب هم توضیح داده:

"روشن است که آقازادگی اگر به همراه فضائلی که از خاندان‌های پارسا انتظار می‌رود نباشد فاقد ارزش است و از سوی دیگر شاید نیاز به ذکر نباشد که آقازاده نبودن هم یک ضد ارزش نیست، پس در یک جامعه اسلامی راه بر واگذاری مسؤولیت به افرادی که متعلق به خاندان‌ها نیستند به هیچ روی بسته نیست ولی در شرایط مساوی، وابستگی به یک خاندان صالح یک ارزش به شمار می‌رود."

البته چنین توضیحی در متن نامه امام(ع) وجود ندارد و ملاحظات بعدی از روش خود امیرالمومنین(ع) فهمیده می شود چنانکه خود مالک اشتر (رض) جزء پیش قدم ترین ها در اسلام نبود. با این حال نکات دیگری هم وجود دارد که به شرایط حاضر برمی گردد. اگر بخواهیم القدم فی الاسلام المتقدمه را با شرایط امروز تطبیق دهیم سابقه را باید در مبارزه با طاغوت و پیروزی انقلاب در نظر بگیریم. در عین حال مسلمانان متقدم دارای سابقه ای درخشان در جنگ و جهاد در راه خدا بودند تا وقتی که اسلام تثبیت شد. به طور کلی بزرگ زادگی در آن دوران ها به معنی شرکت در جنگ ها و سردمداری سپاهیان به همراه حاکم بود و آقازادگان در پرقو پرورش نمی یافتند.

در انقلاب اسلامی هم بعضی از خاندانهای متقدم به همین روش عمل کردند و بعضی از کسانی که بیش از همه آقازاده شناخته می شوند در جنگ و موقعیت های سخت حضور داشتند. با این حال حتی از ابتدای انقلاب در خاندان هایی نوعی ازآقازادگی متداول شد که به معنی تربیت و پرورش مرفهانه، جدا از مردم، به دور از موقعیت های سختی و خطر و پرورش برای زمامداری آینده بود.

این آقازادگان گرچه داری تربیت و ادب و آراستگی حاصل از پرورش ویژه هستند اما در نهایت آیا این سطح از رفاه و دوری از سختی ها متناسب با نیاز و صلاح جامعه اسلامی هست؟ آیا آقازادگانی که در انگلیس درس می خوانند و خرید عید خود را در بازارهای لندن انجام می دهند می توانند ادامه دهنده ایثار و جهاد خاندان متقدم خود باشند؟

فردی از پرقو برخیزد و زمامدار مناسب جامعه ای اسلامی و انقلابی شود که با ایثار بنا شده است؟ لااقل در تجربه دانشگاهی نه چندان کوتاه خود دیده ایم که حاضرترین دانشجویان میدان های خطر و چالش در نهایت از لحاظ اثرگذاری اجتماعی و حتی علمی برتر از آنهایی که جدا از جامعه تنها به علم و تحصیل پرداخته اند ظاهر می شوند. عافیت طلبی های مرفهانه کسی را آزموده نمی کند و برونداد این روش در جاهایی که تجربه شده قابل توجه نبوده است.  

از طرف دیگر متقدمین در اسلام را باید در گستره آن دید. خانواده های بسیاری با طاغوت مبارزه کردند و خانواده های بسیاری در جنگ شرکت کرده و شهید دادند. محدود کردن خانواده های صالح به معدودی نام و عنوان خاص آفت دیگری است که دامن این بحث را گرفته است. اتفاقا نمونه های نقدی از این خانواده ها وجود دارد که پدر پیشتاز مبارزه با طاغوت بوده و فرزندان در جبهه های نبرد و ایثار حضور داشته اند و هم اکنون هم در میدان های جهاد سیاسی و فکری فعال و شهره اند بی آنکه کسی آنها را "آقازاده" بداند.